50. هفت ماه گذشت

عزیزکم. ماه هفتم هم گذشت ولی این ماه هم خوب بود هم بد.

ماه هفتم پسرک من با ماه رمضان ، ماه خدا همراه بود.از اینکه به اولین ماه رمضون عمرت رسیدیم خیلی خوشحالم و اینکه امسال در کنار سفره های افطارمون یه نوگل هم داریم. یه نوگل خنئان که باید از ترسش استکانهای چایی داغ رو یه گوشه ای پنهون کنیم.

امسال من به خاطر شما نتونستم روزه بگیرم خیلی سخته ولی اشکال نداره.

بدیه این مدت این بود که شما برای اولین بار مریض شدی. یه مریضی که کلی از گوشت تنت رو آب کرد. خیلی سعی کردم بهت برسم ولی خب باید دوره اون تموم میشد.

عزیزم حالا میفهمم مادرای ما برای کوچکترین مشکلات ما چه جوشها و نگرانی هایی رو تجربه کردن.

برای عکس بعدا دوباره میام

/ 1 نظر / 17 بازدید
هانیه

مادری سخت و آسون داره دیگه... ایشالا تنش سلامت باشه همیشه